إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي

پيشگفتار 62

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )

يدقنى لم يتركنى ورائى الحجر الذى ورائى » ص 273 . اين مثل در كتاب فاكهة الخلفا و مفاكهة الظرفا چنين آمده است « و قالت العرب فى امثالها قال الجدار للوتد لم تشقنى قال سل من يدقنى قل لمن ورائى يتركنى ورائى » 91 حكمت مراد از حكمت سخنان دل‌آويز موعظه‌آميز بلندپايه است با زبانى خوش و بيانى لطيف و البته پند و اندرز و موعظه چون با گفتار نيك و اعتقاد گفته آيد همانا بر دل نشيند و مستمع بدان دل بندد و در امر معاد و معاش به حبل المتين آن درآويزد . و فرائد السلوك چون كتابى مشتمل بر آداب و فضائل است و در آن سخن از اخلاق پسنديده و افعال ستوده مىرود ، نويسنده در هر فرصتى مواعظى چند ، شيرين و كارساز بر زبان شخصيتهاى داستانى مىنهد و آن را به حسن گفتار ، زيبا و دل‌آرا به مخاطب تلقين مىكند . گاه آهوئى بر كرسى وعظ مىنشيند : « آن آهو كى قوى رأى و صاحب تجربت و خرذمند و زيرك بوذ با آن ديگر گفت : اى براذر عالم ما عالم كون و فسادست و پيذا نيست كى تا دوران فلك نقطهء مىبرذ چندگونه حوادث در گيتى ظاهر مىگردذ . گاه رفاهت و نعمت باشذ و گاه نكايت و محنت و مرد تا نوائب و حوادث برو گذر نكند تهذب نيابذ و تا در كورهء تجارب گداخته نشوذ ، صافى نگردد و خوش گفت آن حكيم : اعارتنى الدنيا تقلب صرفها * و ثقفنى دهرى بنار التجارب و با دشمن قوىحال لاف از گرز و كوپال نشايذ زذ و با خصم چيره‌دست جز زيردست نتوان زيست » ص 529 و گاه كبكى زبان به موعظه مىگشايد : « چون شرائط ضيافت باتمام رسيذ و خوان و كاسه از ميان برخاست كبك روى بكبوتر كرد و گفت : اى برادر مجالست و مخالصت ميان عقلا و مؤانست و مخالطت ميان فضلا از براى مائده نباشذ بل كى از براى فايده بوذ و هر آينه چون دو دوست بهم پيوندند و دو صاحب دل به يكديگر رسند و ميان ايشان در علمى مباحثتى و مفاوضتى روذ نبايذ كى از طرفين بطريق عناد و ايذا فرا پيش آيند تا جاده افادت و استفادت پوشيذه نشوذ » ص 110 و در وقتى ديگر مارى پرهيبت سخنان حكمت‌آميز بر زبان مىآورد : « مار با خوذ گفت چمنده بضرورت چرنده باشذ و جنبنده خورنده و تا پاى جانور در قيد حياتست او را از قوت گزير نيست و روزى بپاى خويش از در كسى بازنيايذ و طعمه بارادت خوذ بر خوان كس ننشينذ و اگرچ روزى در ازل مقدرست و هركس را آنچ هست مقسوم و مفروز و جريان رزق بر وفق قسمتست نه بر داعيهء مطالبت . . . اما در تحصيل آن تكاسل نمىبايذ ورزيد و در طلب آن جد مىبايذ نموذ » ص 289 ايضا ص 103 - 107 - 117 - 129 - 133 - 149 - 151 - 152 - 156 161 - 168 - 292 - 334 - 335 - 347 - 355 - 356 - 382 - 561